تبلیغات
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
خونابه ی لذت ببر از بودن من
انگشتهایی که لزج , تصویری از زن.........
(وقتی تمام زندگی فعلی حرام است
عصیان کن و عاصی شو و فاسد شو اصلا ً)
من مبتذل تر می شوم از این که هستم
اصلا چه فرقی می کند: بودن , نبودن؟
حالا دو چشمت را ببند تصویر آمد
حالا تو عاشق می شوی اما نه شرعاً!
(کم کم بجنگ با باید و شاید نباید
با این غزل که قافیه حالا بیاید
با این نقاب شرم یا .......اصلا به من چه
حرمت برای من , شما .......اصلا به من چه
اینجا تمام زندگی در ابتذال است
اصلا تمام زندگی یک جور حال است)
حالا میان حال خود , حالم گرفته
حالا برایم حال کردن هم محال است
بالا و پایین می شود تصویرهایم
باید بریزم از خودم , بالا بیایم
روی تمام عصمت گنگ زمانه
تصویرهای بسته ای که ...عاشقانه
حالا......و بی حس می شوم :یک جیغ کوتاه
فریادهای بی صدا , تصویر یک آه
چشمان باز و زشتی ِ تصویر دنیا
پایان تلخ لذتی گس .....احمقانه
پ ن : و مبتذل تر می شوم از این که هستم
All Rights Reserved 2005-2006 © yekasemanghoroob.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768